من زنم
مرا به جُرمِ کدامین حَرام از پیچ و تابِ تازیانهی باد آفریدهاند که در سرزمینِ تو زن زاده شدم؟
نوشته های پیشین
بهمن ۱۳۹۴
دی ۱۳۹۴
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
می نویسم به مناسبت….
زن بودنم؛
آزاد نبودنم؛
احساساتی بودنم؛
نادیده گرفته شدنم؛
تمام ظرایف دوست داشتنی زنانه ام؛
من زنم همزاد بارون
هم نژاد کوه و تیشه
طعم شیرین یه آغوش
معنی درخت و ریشه
عطر من اگه بپیچه
ذهن شعرام تازه میشه
اگه دستامو بکارم
سبز میشم تا همیشه
من زنم که روح عشقو
میسپره به سینه مرد
من زنم مرهم درد
دل عاشقای شبگرد
تنم از جنس بهاره
تو شبای کهنه و سرد
تک درخت ایستاده
تو هجوم وحشی درد
اما تو عمق نگاهم
یه قبیله بی کسی هست
روی هر گوشه قلبم
زخم بی هم نفسی هست
من زنم زن زمستون
زن شعرهای پریشون
رو تنم زخم یه غربت
تو چشام هوای بارون ...
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین نوشته ها
BLOGFA.COM